ماندهایم حیران، میانِ مرگ و زندگی
دل نه از رفتن بریده، نه رها از ماندگی
در این شبهایِ تردید و غبارِ بیکسی
گهی میلِ رفتن آید، گهی شوقِ زندگی
«بداهه»
#دلیار
گاهی باید رد شد و گذشت...
گاهی باید در اوج نیاز نخواست...
گاهی باید کویر شد و با همه ی تشنگی منت هیچ ابری را نکشید...
گاهی برای بودن باید محو شد باید نیست شد...
گاهی برای بودن باید نبود...
گاهی باید نباشی...!
دوستم داری ولی حس میکنم
آنقدر کافی نیستم
آن کسی که شب به یادش
در سرت رویا ببافی نیستم
دوستم داری ولی آنقدرها
میدان نمیدادی به من
از کنارت میروم من ادم
وقت اضافی نیستم...
مثل یک بادبادک کاغذی بودم در آسمان
باد مرا با خود میبرد به اوج آسمان
اما زمین مرا بسته بود با نخی بلند
نگه داشته بود معلق بین زمین و آسمان
باد مرا میکشید بسوی دیگری از زندگی
زمین اما نگه داشته مرا انگار دور از آسمان
AR .
🍁🌹🍂🪁
#آزادی
در نگاه من، نامه نوشتن گونهای از عشقورزی است.
اگر آنقدر سعادتمندید که محبوبی دارید، برایش نامهای بنویسید، و بگذارید آغاز نامهتان این باشد:
«به آغاز نام میبرم از عنصرها؛
صدای تو
چشمهای تو
دستهای تو
و
لبهای تو
#پل_الوار