دانته در کمدی الهی میگه: «هیچ دردی بزرگتر از به یاد آوردن روزگار خوش در روزگار تیرهبختی نیست.»
دو سال گذشت. سوگم کمرنگ شده، پاهام رو محکمتر روی زمین میذارم، اما هنوز چیزی ته وجودم درد میگیره؛
و حالا که دورتر شدم میبینم که فقط سوگوار لحظههای خوشبختی بودم و نه کل ماجرا.
امروز زمانی که تونستم بعد از ۴ روز بیماری سرپا بایستم،خودم رو در آینه تماشا کردم و مدام دنبال چراییِ آثار بهجامانده از رنج این بیماری بر چهرهام بودم که.. یادم افتاد امشب و این لحظه سالگرد سوگه برام.که ۳۶۵ روز پیش در این ساعت خوشبختترین آدم دنیا بودم و امروز سوگوار آن خوشبختی..