من آنور ماجرا را دیدهام!
در وسط یک جنگ (آنهم جنگی نابرابر) تضعیف فرمانده یعنی شکست قطعی!
رک و صریح میگویم همین الآن اگر پهلوی پایش را از انقلاب کنار بکشد، قید سرنگونی آخوند جماعت را همه باید بزنیم. (اگر هم بهفرض اسراییل با نظامیگری اینکار را بکند تا یکدهه باید در کشمکش جنگ داخلی باشیم)
اگر شما نقدی میکنید و تهش میخواهید نتیجه بگیرید که پس پهلوی به درد نمیخورد شما (بی احترام) دارید گوه مفت میخورید.
چون خودتان ته دلتان بهتر میدانید اگر از پهلوی آبی گرم نشود از بقیه حتی ولرم هم نخواهد شد!!!
هیچ گزینهی بهتری حتی در رویایتان ندارید چه رسد به واقعیت.
داستان نقدی که دلسوزانه و برای تقویت جریان باشد فرق میکند. میخواهید جلوی ضرر را بگیرید.
خواستم شفافسازی کرده باشم که یکسری که از سر پهلویستیزی منتظرند کسی کوچکترین چیزی بگوید و اینها کره بگیرند بدانند!
موضع خودم را میگویم:
در شرایط جنگی (جنگ نابرابر یک حکومت با مردم خودش) نقدم را میکنم به امید بهبود ولی اگر بنا باشد بین بودن پهلوی (با هر تیمی) و نبودنش انتخابی داشته باشم ۱٪ شک نکنید گزینهی اول را انتخاب میکنم!
«امروز» زدن پهلوی یعنی زدن انقلاب!
یعنی ماندگاری آخوند ولو یک روز بیشتر.
دیر یا زود ایرج مصداقی چنان ضربهی سختی به کل سامانهی پهلوی و «انقلاب ملی» بزند که جمع کردنش به این راحتیها نباشد.
چنین آدمی شرش به خیرش میچربد.
میگویند در یک روستا، اهالی، دزد روستا را امام جماعت کرده بودند. وقتی دلیل را پرسیدند گفتند گذاشتهایم تا چشممان به او باشد وگرنه کفشهامان را از مسجد میدزدد!
انتخاب مصداقی حتی اگر حکمتش این هم باشد باز میبایست مثلا به عنوان رییس تیم بدارچیان مراسمات انتخاب میشد نه «تیم عدالت انتقالی» که هیچ سنخیتی با فردی لمپن، هوچیگر، تفرقهانداز و با آن سابقهی مشعشع (که همیشه هم افتخار کرده) ندارد.
چنین فردی با یک اخم و نگاه سرد، شلنگ را چنان سربالا بگیرد که هیچ حرمتی باقی نگذارد.
از ما گفتن!
البته امیدوارم اشتباه کنم!