فانتزی شیعه همینه. یه شغل کارمندی یا کار تو حراست یه ادارهای یه پیدا کنه، دختر خالش که ۱۸ سال ازش کوچیکتره رو براش بگیرن، یه تیبا، کوییک یا ساینا هم با وام بخره و تو خونه اجارهای ۳ ۴ تا توله شیعه محارمزاده پس بندازه و با یارانه و کالا برگ و سیبزمینی شکمشون رو سیر کنه.
من سر قراری یا جایی چند دقیقه دیر میرسم حس عذاب وجدان دارم و اینکه وقت کسی رو گرفتم و خسارتی وارد کردم بعد این بشکه گه هفت بچه معلول به دنیا آورده که قراره دهها سال عذاب بکشن بعد رو به دوربین لبخند ملیح هم میزنه و به یه ورشه،عجب کسکشایی پیدا میشن.