حال و روز آدمیزاد همین است.

Tehran
Pinned Tweet
هر که عاشق ناخودآگاه خود نیست، آواره است. لکان (۱۱ ژوئن ۱۹۷۴؛ به نقل از پاتریک والاس)
6
34
513
67,206
گرگی که از آن می‌ترسید، بی‌تردید پدرش بود. «بازداری‌ها، نشانه‌ها و اضطراب» - فروید هر کودکی می‌داند که گرگ‌ها به صورت گله‌ای سفر می‌کنند؛ اما فروید نمی‌داند! دلوز (به شرح پال پیتون)
1
19
386
لایبنیتس: سوژه موناد است. دلوز: سوژه نوماد است.
1
1
46
1,483
ابله یونانی (Idiōtēs) کسی که به امور خصوصی و شخصی خود مشغول است و در زندگی عمومی و امور مشترک مشارکت نمی‌کند. ابله کوسانوسی کسی که می‌خواهد بدون تکیه بر اقتدار کتاب‌ها و دانش رسمی، درباره‌ی حقیقت بیاندیشد. او با تکیه بر عقل طبیعی و تجربه‌ی مستقیم خود می‌اندیشد.
3
1
106
2,376
ابله قدیم کسی که می‌خواهد به‌تنهایی و با عقل خود به حقیقتی قطعی و انکارناپذیر برسد: ابله دکارتی. ابله مدرن کسی که حتی از حقیقت‌های تثبیت‌شده و قواعد عقلانی فاصله می‌گیرد تا امکان اندیشیدن به چیزی تازه و ناممکن را ایجاد کند: ابله داستایوفسکی و شستف.
23
330
متوجه باشید که انسان پس از ارتکاب عملی ابلهانه همیشه به قلب خود رجوع کرده و آن را حکم قرار می‌دهد. «سرخ و سیاه» - استاندال «جان زیبا» (Belle Âme)، نقاب فانتزی و توجیه عاطفی ایگو است. لکان (نقل به مضمون)
2
67
1,280
سیاست هنر ممکنات است. بیسمارک سیاست هنر غیرممکن‌هاست. «نظریه‌ی سوژه» - بدیو
42
817
اگر دیدگاه را تغییر دهیم صرفاً زاویه‌ی نگاه عوض نمی‌شود بلکه خود شیوه‌ی بودن و سوژه‌بودن نیز دگرگون می‌شود. به تعبیر دلوز، دیدگاه قائم به سوژه نیست، سوژه قائم به دیدگاه است. سوژه چیزی است که در یک دیدگاه پدید می‌آید و باقی می‌ماند.
3
59
1,191
حتی از اشراف درباری نمی‌تواند با این قانون محفل مقابله کند. کوچکترین نظر زنده‌ای بی‌تربیتی تلقی می‌شد. «سرخ و سیاه» - استاندال «کلیشه‌ها» با استانداردسازی ارزش‌ها، مانع از ظهور «اندیشه اصیل» و «تفاوت» می‌شوند؛ پس نه فقط با کلیشه‌ها سروکار داریم بلکه خودمان هم کلیشه شده‌ایم. دلوز
26
851
«اکنون که به گذشته‌ام می‌نگرم علی‌رغم نوعی پیوستگی، همان کسی نیستم که آن را زیسته است: من هویتی پسینی است.»
1
8
110
2,531
عاطفه در فاصله‌ی میان دریافت یک تأثیر و انجام یک کنش شکل می‌گیرد. چهره در این وضعیت از اجرای یک عمل مشخص فاصله می‌گیرد و به سطح بیان عاطفه تبدیل می‌شود: چهره‌ای که از ترس می‌لرزد، لزوماً هنوز فرار نمی‌کند. دلوز (نقل به مضمون) "The Fear (Homage to Francisco Goya)" - Corneliu Baba
2
3
64
1,058
«قیامت دارد امروزی که در یادست فردایش»
54
950
زندگی در کنار شیطان با عقل سلیم جور در نمیاد. غیر از اینه؟ «ربکا» - دافنه دوموریه
3
75
2,103
«حال» همواره حال کسی است اما «اثر/احساس» قائم به ذات است، ما در یک اثر هنری نه با ترس این یا آن شخص، بلکه با ترسی قائم به ذات مواجهیم، با ترسی شیئیت‌یافته، شدتی محض. "Night" - Ferdinand Hodler
5
86
1,537
گفت‌و‌گو سرشار از سکوت‌های طولانی است؛ گفت‌و‌گو می‌تواند به شما ایده بدهد. اما بحث هیچ جایگاهی در کار فلسفه ندارد. عبارتِ «بیایید درباره‌اش بحث کنیم» نوعی ترور کردن است. دلوز
4
104
2,461
آنچه لازم است نه تلاشی برای نزدیک شدن به یک ایده‌آل بلکه تلاش برای هر چه دورتر شدن از بخش‌هایی از گذشته‌مان است که به شدت از آن‌ها پشیمانیم. «پاسخ به هابرماس» - رورتی
3
67
1,364
آیا شکنجه را، شکنجه‌ی فجیعِ آینه را تحمل می‌کرد؟ «خانم هرمه» - گی دوماپاسان "Denise at Her Dressing Table" - Mary Cassatt
1
1
70
1,076
پرسید: مرده؟ گفتم: خیر، هنوز خیر؛ ولی مثل این است که مرده باشد. در حالی که بدقت نگاهش می‌کرد گفت: این مردم عامی عجب قدرتی دارند! در جواب گفتم: بله؛ مصیبت و نومیدی نیروی شگفتی در خود نهفته دارد. «داستان دو شهر» - دیکنز (ترجمه‌ی ابراهیم یونسی)
2
72
1,142
او می‌داند چطور نفرین کند چون خنیاگر است. کار اوست که هم نفرین کند هم بستاید. «مرثیه بر کوزوو» - کاداره "The Bard" - Thomas Jones
3
56
988
«اتهام «برج عاج‌نشینی» یک تاکتیک فرار از ارائه‌ی دلیل است. عقل سلیم با تغییر بحث از «صحت استدلال» به «مرجعیت اجتماعی و امور بدیهی»، خودش را نماینده‌ی واقعیت ملموس مردم عادی، و روشنفکر را فردی پیچیده، متکبر، بریده از جامعه، و غرق در موهومات معرفی می‌کند.»
3
38
894
وقتی که مرگ وارد خانه‌ای می‌شود، انگار عجله دارد و می‌خواهد که تا می‌تواند کار بیشتری انجام دهد تا بعد برای مدتی طولانی به آنجا برنگردد. و فقط یکی دو نفر را باقی می‌گذارد تا به عزای دیگران بنشینند. «یک مصیبت عادی» - گی دوماپاسان "The Widower" - Luke Fildes
1
4
90
1,544