روان‌کاو و پژوهنده

تهران
اگر تنهایی، بمیر.
20
9
198
نمیدونم تا حالا با یک «روستایی» صحبت کردید یا نه، اما وحشتناکن. دایره‌ لغات پایین، مکانیزم‌های دفاعی ناپخته، پوست سیاه‌سوخته، و نیروی جنسی سرکوب‌شده. دهات بدترین واحد اجتماعی‌ای بود که بشر‌تابه‌حال ساخته و کلان‌شهر بهترین. برید خداتون رو شکر کنید اگر کل زندگیتون در کلان‌شهر بوده.
192
36
1,867
132,183
من فکر می‌کنم تتو کردن نوعی از مصاحله‌ی عمیق با بدنه. کسی که بدنش رو به‌شکلی که هست پذیرفته احتمال بیشتری داره روش چیزی بکشه و تغییرش بده تا دیگران. پیرسینگ زدن و عمل جراحی کردن و امور این قبیلی درنهایت آدم رو به رضایتی از بدن می‌رسونن که در فرد عادی نیست.
1
16
1,223
کاربر محبوب‌تون در آرایشگاه.
2
60
1,206
بچه‌ها اگر رشتید و دنبال هم‌خونه (ی آقا) هستید به من پیام بدید لطفا.
1
10
515
پنج‌شنبه‌شب نباید اینطوری سپری می‌شد.
23
479
برده‌ی درسی که از ما گذشت، برده‌ی کاری هم نبود؟
1
12
820
«دارم قافیه را می‌بازم.»
1
1
18
537
نوروساینس تو چی هستی کی هستی که رویات هنوز من رو رها نکرده؟
4
4
114
2,143
کم‌هوش‌ترین آدمی که می‌شناسم یک زنه. باهوش‌ترین کسی هم که دیدم اون هم یک زنه. ما مردها هم این وسط بین این دو انحراف معیار جمع شدیم.
3
44
1,416
امروز به اندازه‌ی‌ کافی گریه کردی؟
8
1
57
1,275
یک کله‌پزی حتما باید یک‌ روز برم. دلم لک زده برای معاشقه‌ی طولانی‌مدت با یک گوسفند مرده‌ی آب‌پزشده‌ی مثله‌شده (چیزی شبیه اجداد شکارگر-گردآورنده‌م).
1
22
701
هالووین اگر دعوت می‌کنید که درخدمتیم، اگر نمی‌کنید با لباس شیر تعزیه در سطح شهر ظاهر می‌شم.
2
70
1,631
اینجا یک نفر از شما هست که شبیه مادرمه. انگار مادرم دختر ۲۰ و چند ساله شده و داره توییت می‌کنه. هم قیافه‌اش انگار عین سیب از وسط دونصفه با مادرم و هم محتوای توییت‌هاش. وقتی می‌خونمش حس می‌کنم ماشین زمان گرفتم رفتم ۳۰ ۴۰ سال پیش.
4
1
201
4,373
سونور retweeted
دیشب این پست اومد اکسپلورم و انقد عصبانی شدم با دیدن پست های پیجش که رفتم تو کامنت حسابی به مادرش ریدم. کل هویت بچه رو خلاصه کرده به سندروم داون بودنش و بچه مدام از این عصبانیه و حق هم داره. هی به مادرش با خشم میگه نگو من سندرومم. بعد مادره همونو فیلم میگیره میخنده. ابله.
دارم مثل اسب گریه می‌کنم. مگه می‌فهمن که متفاوتن؟ الهی بمیرم براشون😭😭😭😭😭
1
5
279
انرژی کافی برای زندگی کردن ندارم، برای مردن هم.
3
43
932
زندگی سراسر رنج است و اینکه درختان گیلاس هنوز شکوفه می‌دهند مرهمی بر درد‌های من نیست.
2
22
164
2,298
و درنهایت؛ پایان‌نامه، و پایان من و بهشتی.
102
2
4,546
79,460
هر نوع ارتباط با آدم داهاتی یعنی من بین سلامت روان خودم و بزهایی که پسرعمه‌ش هر روز می‌بره چرا فرقی براش ندارم، تازه احتمالا به بزها بیشتر اهمیت بده.
1
25
1,804
تروما ما رو بزرگ‌تر نمی‌کنه، شکننده‌تر‌می‌کنه. این که سختی باعث می‌شه پخته بشیم فقط از دهن کسی درمیاد که با سختی واقعی آشنا نیست و بزرگ‌ترین دردش اینه که چرا پارتنرش به اندازه‌ی کافی بهش توجه نمی‌کنه. من به سختی‌هایی که کشیدم فکر می‌کنم و می‌بینم اگر نبودن چقدر توانمندتر بودم.
2
4
55
1,649