بیشتر توییتهای این کاربر که مدام در حال ایجاد دوگانه کاذب «جنگ یا مذاکره» میباشد، دقیقاً خروجیِ پدیدهای است که امروز در فضای سیاسی ایران شاهدش هستیم. این پدیده تفرقهانگیز و قطبیساز که از جریان مرعشی و روحانی/ظریف سرچشمه میگیرد و پشت مفاهیمی مانند عقلانیت و مصلحتاندیشی سنگر میسازد، چیزی جز «بیغیرتیِ نانجیبانه» نیست؛ بیغیرتی از آن جهت که فاقد مسئولیتشناسی و عرق ملی است، و نانجیبی از این رو که برای منافع مقطعی و جناحی خود، امنیت مشاع و حیاتی یک ملت را به حراج میگذارد.
نمود عینی این رویکرد را میتوان در برچسبزنیها و در ایجاد بدگمانیها (وجود گروههای خودسر) نسبت به نیروهای مسلح ایران که از تمامیت سرزمینی حفاظت میکنند دید؛ امروز که میهن ما مورد تهاجم نظامی خارجی واقع شده است، برچسب «جنگطلب» تنها برازندهی نیروی متجاوز و جریانهای وابستهی خارجنشینی است که از مداخله نظامی بیگانه علیه وطن خود حمایت میکنند. از این رو، ایجاد دوگانه کاذب «جنگطلب و صلحطلب» در داخل کشور و اطلاق آن به مردمی که بر دفاع میهنی یا ضربه متقابل اصرار میورزند، سخنی بیاعتبار و اقدامی ضدمیهنی است. انطباق دادن روحیه حماسی و رجزخوانی در یک جنگ تجاوزکارانه علیه وطن با مفهوم «تندروی» یا «جنگطلبی» از بنیان بیاساس است؛ چرا که این شور جمعی، سلاحی روانشناختی برای دمیدن روح شجاعت در کالبد مدافعان وطن است. کسانی که این حماسهسراییهای سلحشورانه را جنگطلبی یا توهم میخوانند، از درک این حقیقت تاریخی عاجزند که سرنوشت جنگها را، پیش از تسلیحات جنگی، ارادههایی رقم میزنند که در تاروپود همین رجزخوانیها تجلی مییابند؛ ابزاری حیاتی برای بالا نگه داشتن روحیه مدافعان، ایجاد بازدارندگی ذهنی در محاسبات دشمن و حتی تولید قدرت چانهزنی و دستِ پُر برای تیم مذاکرهکننده در عرصه دیپلماسی.
این جریان قطبیساز برای اعتباربخشی به منطق خود، اصرار دارد تا خواستارانِ دفاع مشروع را مخالف دیپلماسی معرفی کند؛ رویکردی خطیر که مستقیماً انسجام ملی را در بزنگاه تاریخی نشانه میرود. حال آنکه مذاکره یا صلح کالایی پشت قفسههای فروشگاهها نیست که یکطرفه اراده کنیم و آن را برداریم؛ بلکه فرآیندی چندجانبه است که خروجی آن را موازنه قدرت در میدان، اهرمهای فشار و اراده طرف مقابل تعیین میکند. مسئله جنگ و صلح یا مقاومت و دیپلماسی، دو روی یک سکهاند؛ دیپلماسیِ بدون پشتوانه نظامی، به «دیکتهنویسی دشمن» و تسلیم میانجامد و توان نظامیِ بدون کانالهای دیپلماتیک نیز به جنگهای ناخواسته و فرسایشی تبدیل میشود.
برای هزارمین بار!
آیا قرار است از سفر مقامهای بلندپایهٔ نظامی و امنیتی اعضای پیمان مکه به تهران در جهت کاهش تنش و پایان جنگ، آبی گرم شود؟
اگر قرار است؛ چرا عدهای از درون نظام سفر آنها را مورد حمله و تحقیر قرار میدهند؟
اگر قرار نیست؛ آیا نمیتوان برای اتلاف وقت و سرگرمی، راه کم سر و صداتر و کم خرجتری پیدا کرد؟
برای هزارمین میپرسم؛ الان اختیار کشور ما دست چه کسانی است؟